شده است و مورد تأييد اكثر كساني كه با امام آشنايي داشتند نيز مي باشد. بدين گونه كه مردم مي دانستند امام بر عليه آنان تصميم نمي گيرد زيرا باور داشتند كه امام در اسلام ذوب شده است و تمام وجود خويش را فداي آنان كرده است و به اصطلاح در مورد اين مسأله امتحان خود را داده است و از سوي ديگر امام خميني(س) نيز باور داشت كه مردم او را دوست دارند, به او عشق مي ورزند و به او اعتماد دارند لذا براساس سلوك عرفاني و اخلاقي و ايماني خود به اين اعتماد ارج مي گذاشت و لذا ميثاقي بين او و مردم به وجود آمده بود كه حاصل اين اعتماد دو جانبه بود. براي شناخت سيره سياسي حضرت امام و تصميمات و اقدامات آن بزرگوار اين موضوع جنبه محوري و اساسي دارد. تأكيد امام خميني(س) بر مردم به گونه اي كه حتي در مورد برنامه هاي راديو و تلويزيون چنين مي فرمايد: من مدتها است كه وقتي مي بينم راديو و تلويزيون را هر وقتي بازش
مي كنم از من اسم
ييكي از مهمترين ويژگي هاي يك حكومت
مطلوب از منظر امام خميني(س) "پذيرش مي برد خوشم نمي آيد. ما بايد به مردم ارزش دهيم, استقلال دهيم و خودمان كنار بايستيم و روي خير و شر كارها نظارت كنيم. ولي اين كه تمام كارها دست ما باشد, راديو و تلويزيون دست ماها باشد, اما آن بيچاره ها كه كار مي كنند هيچ چيز دستشان نباشد,ولي ما[كه]هيچ كاره هستيم دست ما باشد,به نظرمن اين صحيح نيست. [57] عمومي مردم" در ايجاد و بقا است كه در جريان انتخاب طبيعي مستقيم و يا غير مستقيم "از طريق خبرگان منتخب مردم" جلوه گر مي شود. همچنين پذيرش و مقبوليت مردمي در حوزه اهداف و عملكرد و مسئوليت هاي حكومت است كه از طريق نظارت عمومي, امر به معروف و نهي از منكر و… تحقق مي يابد. بنابراين پيوند رهبري در اين حكومت با مردم, به طور طبيعي پيوندي عميق, عاطفي و اعتقادي است و همين راز و رمز بود كه باعث شد امام خميني(س) بتواند يكي از نظام هاي سياسي مردمي را پايه ريزي و رهبري نمايد. بعلاوه در اين نوع حكومت برخلاف همه نظام هاي سياسي موجود جهان, مردم پس |
كه با مصلحت نظام معارضه مي نمود برخورد مي كرد تا نظام اسلامي محفوظ باقي بماند. بديهي است كه حفظ عزت و اقتدار نظام اسلامي كه براساس موازين شرع اسلام و قانون و مبتني بر آراي مردم است بر آحاد ملت يك فريضه و واجب شرعي تلقي مي گردد و حكومت در راه تحقق مصلحت از احكام اوليه اسلام است و مقدم تمامي احكام فرعيه: حكومت كه شعبه اي از ولايت مطلقه رسول اللّه(ص) است, يكي از احكام
اوليه
و در ادامه اين بيان تأكيد مي فرمايد:
اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعيه حتي نماز و روزه و حج است. حاكم مي تواند مسجد يا منزلي را كه در مسير خياباني است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند, حاكم مي تواند مساجد را در موقع لزوم تعطيل كند… حكومت مي تواند قراردادهاي شرعي را كه خود با مردم بسته است, در موقعي كه آن قرارداد مخالفت مصالح كشور و اسلام باشد يك جانبه لغو كند و مي تواند هر امري را چه عبادي و يا غير عبادي است كه جريان آن مخالف مصالح اسلام است, از آن مادامي كه چنين است جلوگيري كند. حكومت مي تواند از حج كه از فرايض مهم الهي است در مواقعي كه مخالف صلاح كشور اسلامي دانست موقتاً جلوگيري كند. [71] آنچه كه گفته شده است تاكنون و يا گفته مي شود ناشي از عدم شناخت
ولايت مطلقه
امام خميني(س) اين سخنان را در جواب
نامه رئيس جمهور وقت پيرامون اختيارات الهي است. آنچه گفته شده است كه شايع است مزارعه و مضاربه و امثال آنها را با آن اختيارات از بين فوايد رفت صريحاً عرض مي كنم كه فرضاً چنين باشد. اين از اختيارات حكومت است و بالاتر از آن هم مسائلي است كه مزاحمت نمي كند. [72] حكومت اسلامي مطرح ساخته اند. بطور كلي از منظر امام خميني(س) موضوع مصلحت اسلام و مصلحت مردم "مصالح عامه" مهمترين ركن در تعيين اختيارات و اهداف حكومت است. حكومت مي تواند همه چيز را فداي مصالح عمومي و مصالح اسلام بنمايد. ناگفته نماند كه بين اين دو نيز از نظر ما تعارض وجود ندارد. بنابراين حكومت اختيار دارد تا آنچه را كه مصلحت جامعه اسلامي |
شهروندان و… مي باشد و عنوان فرعي آن درباره عدالت است. [3] . افلاطون, جمهور, ترجمه فؤاد روحاني, تهران: شركت انتشارات علمي و فرهنگي, چاپ پنجم, 1368, ص315ـ316. [4] . افلاطون, دوره كامل آثار افلاطون, ترجمه حسن لطفي, تهران: انتشارات خوارزمي, ص1970, نامه ش7. [5] . Polity [6] . عبدالرحمن عالم, بنيادهاي علم سياست, تهران, نشر ني, چاپ اول, 1372ق, ص269. [7] . ارسطو, سياست, ترجمه ميد عنايت, تهران: شركت سهامي كتابهاي جيبي, چاپ چهارم, 1364, ص119. [8] . الغزالي, فضائح الباطنيه, قاهره: الدار الغرميه للطباعة والنشر, 1283ق, ص180. [9] . الماوردي, الاحكام السلطانيه والولايات الدينيه, قاهره: مكتب الاعلام الاسلامي, 1406ق, ص6. [10] . امام خميني, كتاب البيع, همان, ج2, ص437. [11] . صحيفه نور, چاپ اول, ج3, ص13 و نيز ر.ك: ساير مصاحبه هاي ايشان در پاييز و زمستان 1357هـ.ش. بويژه در پاريس. [12] . امام خميني, ولايت فقيه, چاپ هاي متعدد, ص29ـ 28. [13] . منظور اين است كه از منظر امام خميني نيز (جمهوري اسلامي) امري است واحد و مفهومي است واحد ولي به لحاظ لفظ مركب است. مانند آب گرم در اينجا آب گرم موجود واحدي است ولي از لحاظ لفظ مركب محسوب مي گردد. البته اين نگرش غير از نگرش غربيان است كه جمهوري را شكل خاصي از حكومت مي بينند و اسلامي را نوعي ديگر و گاه آنها را در تقابل با هم مي دانند. [14] . صحيفه نور, ج4, ص169. |
اسلامي, چاپ اول, 1369, ص9. [16] . امام خميني, كشف اسرار, قم: انتشارات آزادي, بي تا, ص281. [17] . سيد محمدحسين طباطبايي, بررسيهاي اسلامي, جلد اول, قم: دفتر تبليغات اسلامي, بي تا, ص193. [18] . صحيفه نور, ج2, ص260. [19] . همان, ج3, ص27. [20] . همان, ج37, ص138 . [21] . ولايت فقيه, ص12. [22] . همان, ص52. [23] . ر.ك: همان كتاب. [24] . امام خميني, كتاب البيع, ج2, بحث ولايت. [25] . امام خميني, كشف اسرار, ص185. [26] . صحيفه نور, ج4, ص58. [27] . همان, ج3, ص130. [28] . ولايت فقيه, ص52. [29] . همان. [30] . صحيفه نور, ج2, ص30 و انديشه هاي اقتصادي امام خميني, جمع آوري و تدوين محسن آژيني, سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي, انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي, تابستان74, چاپ اول, ص232. [31] . صحيفه نور, ج15, ص96ـ97. [32] . همان, ج4, ص13, انديشه هاي اقتصادي امام خميني, ص233. [33] . همان, ج5, ص49, انديشه هاي اقتصادي امام خميني, ص233ـ234. [34] . همان, ص120, انديشه هاي اقتصادي امام خميني, ص234. |
ارديبهشت1370, ص2. [71] . صحيفه نور, ج20, ص180. [72] . همان, ج2, ص171ـ170. [73] . كشف اسرار, ص186. [74] . ولايت فقيه, ص59 ـ 58. [75] . همان, ص61ـ60. [76] . صحيفه نور, ج21, ص47. [77] . قرآن كريم, سوره بقره, آيه 144. [78] . ولايت فقيه, ص61. |