تنها "شأن والا"ي رهبري و موقعيت ممتاز آن, منافاتي با "نظارت" ندارد و آن را نفي نمي كند, بلكه به عكس درست به دليل همين شأن و قداست است كه نظارت, ضرورت مي يابد و اساساً هر نهادي كه از اهميت بيشتري برخوردار باشد حراست بيشتري مي طلبد و با دقت و وسواس تمام تري بايد از آن مراقبت نمود وخللهاي احتمالي آن را كشف, و به شكل منطقي ترميم كرد. [10] اسلام در نظام سياسي خود, اصل "نظارت بر حكمرانان" را پذيرفته و آن را مورد تأكيد قرار داده است. سيره پيامبر نشان مي دهد كه آن حضرت همراه فرماندهان نظامي, برخي افراد خبير و امين را اعزام مي كرد تا آنها را مورد مراقبت قرارداده و گزارشات خويش را به حضرت ارائه دهند. [11] اميرالمؤمنين نيز در دستور العمل حكومتي به مالك اشتر, هرچند بر لزوم "شايستگي ِكارگزاران" اهميّت مي دهد, ولي براي سلامت دستگاه حكومت, بدان اكتفا نمي كند و از مالك مي خواهد كه با گماردن مأموران مخفي, رفتار و عملكرد كارگزاران را زير نظر بگيرد و به نظارت بر آنها اهتمام داشته باشد: ثم تفقد اعمالهم وابعث العيون من اهل الصدق والوفاء عليهم فان
تعاهدك في
اينك بايد پرسيد كه:
1ـ اگر "نظارت
دروني" به وسيله عدالت و تقوا در حاكمان "كافي" است, چرا در السّر لامورهم حدوة لهم علي استعمال الامانة والرفق بالرعية. [12] سيره پيشوايان معصوم, "نظارت بيروني" نيز مورد توجه قرار گرفته و به عنوان دستور العمل به بالاترين رده هاي دولتي ابلاغ شده است؟ 2ـ در صورتي كه در رأس هرم قدرت, شخصيّتي غير معصوم قرار داشته باشد, به چه دليل مي توان آن را از قانون نظارت مستثني دانست و به تقواي دروني وي در جهت سلامت نظام اكتفا كرد؟ 3ـ در صورتي كه نظارت "از رهبري" اِعمال شود ولي ظارت "بر رهبري" وجود |
هيچ, بلكه (تحكيم رهبري) است كه ما مي توانيم اعلام كنيم كه (رهبري), با گستردگي اختياراتش, از يك طرف بخاطر صفات والايي كه دارد و از طرف ديگر با نظارت خبرگان, (تضمين) شده است. (مشروح مذاكرات شوراي بازنگري, ص1273) [11] . وسائل الشيعه, ج11, ص44. [12] . نهج البلاغه, نامه53. [13] . حديد, 25. [14] . مائده,38. [15] . نور, 2. [16] . انفال, 60. [17] . حجرات, 9. [18] . مائده, 8. [19] . جواهر الكلام, ج40, ص15. شيخ انصاري, كلام صاحب جواهر را چنين تقرير مي كند: ان القيام بوظايف الحكومة و لوازم قطع الخصومة والحكم علي طبق اليمين والبينة وغيرهما من سائر الادلة الموضوعية والحكمية والحكم بالعدل فليكن داخلا في العموم الذي لايختص بشخص دون آخر بل لعل احقاق الحقوق من اظهر افراد العدل والقسط كيف و به ينظم امرالعباد و يستقيم امر المعاش والمعاد (القضاء الاسلامي, تقريرات شيخ انصاري). [20] . احزاب, 36. [21] . وسائل الشيعه, ج11, ص35 (صحيحه عيص بن قاسم). |
اقدامات رهبري توسط چند نفر نيست, بلكه (مراقبت) مورد نظر است: (يك مراقبتي, نه نظارت كه بگويند فردا چند نفر را انتخاب مي كنند كه بر اين كار بايد نظارت داشته باشند.) همان ص1264. [45] . روزنامه سلام, 77.7.28, مقاله خبرگان و نظارت بر رهبري, محسن كديور. [46] . حقوق اساسي جمهوري اسلامي, دكتر سيد محمد هاشمي, ج2, ص67. [47] . پرسشها و پاسخها, آية اللّه مصباح يزدي, ج2, ص55. |