كارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران
مصاحبه با آيت الله هاشمي رفسنجاني رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام "بخش اول" اينك بيش از دو دهه از استقرار نظام جمهوري اسلامي مي گذرد. در
اين
مقطع, كارآمدي نظام جمهوري اسلامي, چنان كه به تفصيل در سرمقاله اين شماره آمده, از عمده ترين مباحث روز به شمار مي رود و زمينه پرسشهاي بسياري را فراهم ساخته است. حجم عملكرد, تحولات و رويدادهاي دو دهه گذشته را بايد بسيار وسيع تر از مقطع زماني آن دانست و گزافه نيست اگر آن را در حجم يك قرن بشماريم. بررسي و تحليل كامل موضوع مهم كارآمدي نظام در اين حجم گسترده و با ويژگي هايي كه اين نظام را از ديگر نظام هاي سياسي متمايز مي كند, در يك يا چند پژوهش, كاري دست يافتني نيست. اما نمي توان پرسش ها, ابهام ها و يا شبهه افكني ها را به عذر گستردگي بحث ناديده انگاشت. نيك مي دانيم اين مسأله در طول سال هاي پس از پيروزي, همواره مورد توجه مسؤولان نظام و صاحب نظران بوده است اما ترديدي نيست كه همچنان به عنوان |
داشته ايم يا در اجراي آن؟ اجتهاد ما از اسلام, سيستم اجرايي, موانع
خارجي و خيلي چيزهاي ديگر مي توانند دخالت داشته باشد. حكومت اسلامي:
بايد بپذيريم كه در بحث كارآمدي نظام, هر
مشكلي كه پيش آمد قهراً سرايت مي كند به درك و فهم ما از اسلام و آنها را بايد مورد تجديد نظر قرار دهيم. يك بار حضرت امام فرمودند كه اگر ما در بحثهاي طلبگي گرفتار شويم نظام مشكل پيدا مي كند. حكومت اسلامي:
براي قضاوت درباره كارآمدبودن يك نظام به نظر
شما چه ملاكهايي كلي وجود دارد؟ |
پيروزي, چند جريان عمده در صحنه بودند, ملي گراها كه بر محور
ملي گرايي مبارزه مي كردند, كمونيستها با محور ماركسيسم مبارزه مي كردند, التقاطي ها نيز فكر مي كردند معجوني از اسلام و ماركسيسم نجات بخش است, آنها مي گفتند اسلام, مبارزه خواسته و ماركسيسم علم مبارزه است. جريان ديگر متكي به اسلام بود كه بالاخره موفق شد طلسم سلطنت استبدادي و حاكميت استعمار خارجي بر ايران را بشكند و مردم را به صحنه بياورد. مردم با محور اسلام موفق شدند حكومت پهلوي و سلطه خارجي را شكست داده و حكومت اسلامي را جايگزين كنند. در مقطع پس از پيروزي انقلاب اسلامي چند مرحله مشخص
داريم كه هر كدام بايد مورد بحث قرار گيرد. مرحله اول مرحله شكل گيري جمهوري اسلامي بود كه در اين مرحله ساختار كلي نظام را با رأي مردم شكل داديم. ضمن اينكه وحدت ملي و تماميت ارضي خود را حفظ كرديم و آشوبها و توطئه ها را از سرگذرانديم و بالاخره به يك حكومت محكم و پايداري رسيديم. اين مرحله را مي توانيد مرحله "تثبيت" نام بگذاريد. اين مرحله واقعاً يكي از شاهكارهاي دوران بعد از پيروزي مي باشد. در تمام دنيا انقلابها براي مردم خيلي گران تمام شده است. تصفيه هاي خونين, اردوگاههاي اجباري كار, مصادره هاي افراطي, ساقط كردن نيروهاي نظامي, انتظامي و اداري و جايگزين كردن افراد تازه كار در بيشتر انقلابهاي دنيا وجود داشته است. هميشه پس از انقلابهايي كه در دنيا رخ داده, بدون استثنا يك استبدادي حاكم شده است. در ايران نيز گروههايي گمان مي كردند راهي غير از اين نداريم چون اين علم مبارزه است. مثلاً همه مديران را به اردوگاههاي اجباري بفرستيم, همه پولدارها را |
عراق با آنها نيز درگير شود و شمال آن نيز تركيه وابسته به غرب بود. ارتش
عراق را براي چنين موقعيتي آماده كرده بودند كه بتوانند روزي از آن استفاده كنند. در اين طرف در انقلاب شيرازه ارتش ما از هم پاشيده بود و هنوز بازسازي آن را شروع نكرده بوديم, سپاه نيز كاملاً شكل نگرفته بود, در داخل كشور نيز آشوبها جريان داشت. بعد از شروع جنگ ارتش عراق هر چه مي خواست شرق و غرب برايش فراهم مي كردند, اطلاعات را هم از ماهواره ها و جاسوسها مي گرفت و هم از فايلهايي كه از ايران در اختيار امريكاييها بود دريافت مي كر د. امريكا در آن زمان ارتش ايران را خيلي بهتر از خود ما مي شناخت, در زمان پهلوي آنها دفاع ما را طرّاحي كرده بودند, نقاط آسيب پذير ما را در اختيار عراق گذاشتند. آنها به ما حمله كردند در حالي كه ما در محاصره بوديم, بايكوت بوديم, اموال ما در خارج مسدود بود, تأمين لجستيكي ِ سلاحها هم در دست دشمنان ما بود و آنها قطع كرده بودند, چيزي غير از اسلام و مردم عامل قدرت ما نبود. ملي گراها نه به جنگ علاقه داشتند و نه مردم را تشويق مي كردند. دفاع عظيم ما با محور اسلام, مردم و ميهن بود و مردم تنها با روحيات اسلامي به صحنه آمدند و پيروز هم شدند. ما قصد كشورگشايي نداشتيم, ما از خودمان دفاع كرديم, خاك خود را آزاد ساختيم و در سازمان ملل نيز توانستيم موضع حق خودمان را ثابت كنيم. هزينه و تلفات ما بسيار كمتر از آن اندازه اي بود كه در جنگهاي طولاني دنيا وجود دارد. هرچند صحبت از ميليونها شهيد و مجروح مي شود ولي ملت ما حدود 200 هزار شهيد براي استقلال و آزادي خود هديه كرد. اگرچه فقدان شهداي عزيز ما آسيب جبران ناپذيري براي ملت و كشور بود اما دستاوردهاي حماسه بزرگ فرزندان اين ملت سرمايه بي نظير مردم مسلمان ايران است. |
مرحله چهارم, دوره "سازندگي" است كه غير از مسايل اجرايي, مرحله
بسيار مهمي از لحاظ ايدئولوژيكي و سياسي مي باشد. مهمترين اميد غربيها اين بود كه ايران وقتي از شور انقلاب افتاد, مردم انتظار سازندگي دارند و جمهوري اسلامي نمي تواند كشور را بسازد و عاجز خواهد ماند. آن زمان است كه دستشان را به سوي ما دراز مي كنند و ما دوباره بر مي گرديم. اين نيز برخلاف ميل آنان شد. حقيقتاً اين حركت هشت ساله سازندگي قطعه اي بي نظير در همه تاريخ ايران است. شما اگر قطعه ديگري را سراغ داريد مطرح كنيد. دوران حكومت شاه كه امكاناتش زياد بود, سالهاي آخر شش ميليون بشكه نفت توليد مي كرد, هر چه وام و كمك مي خواست خارجي ها پرداخت مي كردند, كارشناس و تكنولوژي مي دادند, در عين حال كار آنها به جهات كمي و كيفي نمي تواند قابل مقايسه با دوران سازندگي باشد. سازندگي برنامه اي همه جانبه, زيربنايي و روبنايي بود كه در ابعاد فرهنگي, اقتصادي و آموزشي اجرا شد. پس ما كارآيي اسلام را در مبارزه, در تثبيت, در سازماندهي و تنظيم سيستم دمكراتيك, در دفاع و در سازندگي شاهد هستيم. اينها سند قابل قبولي براي كارآيي نظام اسلامي نيست؟ حكومت اسلامي:
آيا به مقطع بعدازدوران سازندگي نمي خواهيدبپردازيد؟ به هر حال اين نيز
يك دوره اي است كه شروع شده است.
حكومت اسلامي:
آنچه را حضرت عالي با تعبير "افراط كاريها و
اقدامات بي رويه" به آن اشاره داريد و به هر حال اشكالاتي كه |
قبلاً نيز اشاره كردم ما كه مي گوييم اسلام كارآيي كامل دارد منظور اين
نيست كه همه فتاواي موجود و اظهار نظرهايي كه در زمان انزواي شيعه از حكومت, طرح شده و در ميدان عمل تجربه نشده, كارآيي كامل دارند. خيلي از اين ديدگاهها كه در جاي خود با ارزش نيز هست, در عصر حاكميت مغول نوشته شده و از حلّه آمده است. ما الآن مي خواهيم حكومت قرن 21 را اداره كنيم, در قرن پانزدهم هجري هستيم, شرايط زمان خيلي فرق مي كند. حوزه حتماً بايد واقعي تر و ميداني تر تحقيقات را انجام دهد. افراد آن طرف نيز بايد بدانند در چه جامعه اي زندگي مي كنند. گمان نكنند كه در يك كشور غربي و يا اروپايي هستند, اينجا جاي ديگري است, بايد هم ايران را شناخت, هم عوامل پيروزي انقلاب را, هم عوامل تداوم انقلاب و هم افكار و روحيات جامعه را در مجموع براي اينكه كشور دچار تزلزل و عقب گرد نشود من راه حل آن را اعتدال مي دانم. ولي نگراني جدّي نيز وجود دارد كه اگر به آن توجه نشود به دردسر مي افتيم. حكومت اسلامي:
يك بخش از اين نگراني را حضرت عالي متوجه
حوزه كرديد. قبلاً يك بار در پايان دوره رياست جمهوري, در يكي از مطبوعات دلسوز مطرح شد كه حضور امثال حضرت عالي در حوزه مي تواند نقشي تعيين كننده داشته باشد. شاهد آن تأثير قابل توجه سخنان شما در برخي گردهمايي هاي علمي سالهاي اخير در قم است. در حوزه جمع زيادي از طلبه هاي جوان گرايش زيادي به مباحث حكومت دارند و درست تغذيه نمي شوند. اين نگراني هست كه ناخواسته تحت تأثير نظامهاي سياسي ديگر, اجزائي از آن نظامها را با آنچه در انديشه ديني وجود دارد آميخته و معجوني غير خالص ارائه |
استقلال واقعي نيز فاصله زيادي داريم, اما حقيقتاً گامهاي بزرگي
برداشته ايم. بايد بررسي كرد كه نيازهاي ضروري ما در بخشهاي مختلف اقتصادي و صنعتي, در مراحل مختلف برنامه ريزي, طراحي و تأمين منابع و توليد, وابسته به كارشناسان يا منابع خارجي است يا نه؟ ما از اين نظر خيلي پيشرفت كرده ايم. قبل از انقلاب بخشهاي دفاع, امنيت و بخشهاي حساس اقتصادي مثل برنامه ريزي, صنايع مهم و نفت زير نظر مستشاران خارجي كار مي كرد. كارهاي عمراني كشور را آنها انجام مي دادند; حداكثر اين بود كه پيمانكاران درجه دو و سه ايران زير نظر كارشناسان و مستشاران و پيمانكاران آنها كار مي كردند. در سدسازي, آنها فقط 14 سد ساختند, عمده اين سدها را كليد در دست به خارجي ها دادند و آنها شناسايي, طراحي و اجرا كردند. البته يك عده پيمانكار و مهندس داشتيم ولي آنان نيز عامل دست دوم بودند و نه پيمانكار اصلي. نيروگاهها كاملاً كليد در دست توسط خارجيها ساخته مي شد. وقتي نيروگاه شهيد رجايي را براي اولين بار به چند بخش تقسيم كرديم كه خودمان هم تصميم گير باشيم. خيلي ها مي گف تند اين طرح شكست مي خورد, بايد به دست خارجي ها بدهيم. من به چند نمونه از دستاوردهاي بزرگ انقلاب و سازندگي اشاره مي كنم. كارشناسان و مهندسان ما جرأت نمي كردند بگويند پالايشگاهها را خود ما نصب مي كنيم, براي راه اندازي نيز مدّتها دوره مي ديدند, بهره برداري از آنها نيز بايد با مديريت خارجي ها صورت مي گرفت, در حالي كه الآن اين وضعيت عوض شده است. پالايشگاه بندرعباس آخرين مورد بود كه خارجيها 400 ميليون دلار براي نصب مي خواستند و مي گفتند شما نمي توانيد نصب كنيد. ولي خودمان نصب كرديم و الآن دقيق و مرتب |
مشغول كار است. بخش عمده نيروگاهها را خود ما مي سازيم, مخصوصاً
نيروگاههاي آبي را در سال68 كه من در قوه مجريه شروع به كار كردم, يك مگاوات برق حدود 700 هزار دلار ارزبري داشت, اينك علي رغم رشد قيمت ها, به 200 تا 300 هزار دلار كاهش يافته است و براي برق آبي خيلي كمتر. اخيراً نيروگاه هشتاد مگاواتي براي عمان ساختيم و تحويل داديم. در اجراي خط فيبر نوري بين المللي در تركمنستان در مناقصه زيمنس را پشت سرگذاشتيم, ساختيم و تحويل داديم. در گذشته براي يك خط تلفن 2هزار دلار هزينه مي شد الآن حدود 50 دلار هزينه مي شود, در ساخت كارخانه سيمان, فقط قطعات محدودي از آن را مي توانستيم بسازيم, الآن طراحي و ساخت آن توسط خود ما انجام مي ش ود و به برخي كشورها مثل سوريه و ليبي نيز صادر مي شود. صنعت فولاد نسبت به گذشته متحول شده است. اگر كسي همانند سدّ كرخه را بسازد بايد دنيا او را به عنوان سد ساز ممتاز به حساب مي آورد. در گذشته آمريكاييها همين سد را كوچك تر, گران تر, در جاي نامناسب و با محاسبات غلط طراحي كرده بودند, كه محل آن را عوض كرده و سدّ بزرگتر و ارزان تري را طراحي و احداث كرديم. سد كرخه كه پيمانكار آن سپاه است مطمئناً يكي از بهترين سدهاي خاورميانه مي باشد. سد لار كه بخشي از آب تهران را تأمين مي كند توسط يكي از بهترين شركتهاي خارجي ساخته شده ولي مشكل هرز رفتن آب دارد و ما هرچه كارشناس براي رفع آن آورديم نتوانستند آن را مهار بكنند. الآن ما حدود هشت هزار و سيصد كارخانه فعال داريم كه مواد پتروشيمي مصرف مي كنند و صنعت پتروشيمي كشور همه نياز آنها را تأمين مي كند و اگر در اين زمينه وابسته به خارج بوديم, خطرناك بود. همين مقدار نيز كارخانه هاي فلزي داريم كه نيازهاي فولادي خود را از مجتمع هاي فولاد مباركه يا اصفهان و يا يزد مي گيرند. در صنايع نفت تمام چرخه توليد آن از زلزله نگاري و كشف تا |
است. حالا, شما, ممكن است خانواده هايي را بشناسيد كه درآمدشان,
پايين آمده و بالا نرفته است و ممكن است كه خانواده هايي را هم بشناسيد كه درآمدشان بالا رفته است. امّا علي رغم اين موارد قابل مشاهده, روش علمي و آماري نشان مي دهد كه پس از انقلاب, توليد بيشتر و توزيع ثروت عادلانه تر شده است, يعني, ثروت كشور بيش تر شده و برخورداري و مصرف مردم هم بيش تر شده است. حكومت اسلامي:
نه; بحث, در مورد اين آمارها نيست!
ولي مي خواهيم بدانيم كه اين آمارها, با واقعيّت هايي كه براي مردم, محسوس است, چه قدر سازگار است. |
معناي اين كار اين نبود كه من فرهنگ را رها كردم و به آن بها ندادم بلكه به
دليل اهميت مسايل فرهنگي و ضرورت تعالي و توسعه آن لازم دانستم يك مجموعه هماهنگ اين هدف را تعقيب كند و وقتي ديدم آقاي خاتمي نمي تواند با بقيه اجزاء فرهنگ ساز هماهنگ عمل كند و ايشان هم اظهار عجز كرد و كنار رفت, با رهبري صحبت كرديم و به آقاي لاريجاني و بعداً هم به آقاي ميرسليم رسيديم كه مجموعه هماهنگي بودند. در واقع فرهنگ در اختيار مجموعه اي قرار گرفت كه هماهنگ عمل كنند و با هم باشند, لذا با سلي قه خودم در مورد فرهنگ كار نمي كردم. همين الآن هم اگر بخواهيم در امور فرهنگ هماهنگ باشيم بايد مجموعه مديريت حوزه فرهنگي كشور هماهنگ باشند. اگر عوامل فرهنگ ساز دست دولت است, دولت بايد كار كند, يا اگر در اختيار جاهاي ديگري است آنها بايد عمل كنند و يا اينكه دولت و ساير مراكز فرهنگ ساز هماهنگ عمل كنند. اما اينكه فرهنگ ما در اين مدت چه شده است؟ وضعيت فرهنگي پس از انقلاب با پيش از انقلاب, قابل مقايسه نيست. الآن, فرهنگ به معناي عام و در همه ابعاد زندگي, از پيش از انقلاب, بهتر شده است. شما, تفكّرات بچه ها و جوان ها را كه نگاه كنيد, ممكن است از يك بُعد, خيلي راضي نباشيد, امّا به واقع جوان هاي ما رشد كرده اند. مردم, سياسي شده اند و اطلاعات شان, در همه زمينه ها بالا رفته است. قبل از انقلاب توده مردم, كه مذهبي بودند, تابع امور مذهبي بودند و به فضاهاي ديگر كاري نداشتند و از آنچه كه در بخشهاي ديگر فرهنگي جامعه مي گذشت بي اطلاع بودند و آنهايي هم كه در آن فضاهاي متجدّدها بودند, از امور مذهبي, اطّلاعي نداشتند ولي الآن, مردم يك گام بلندي, جلو رفته اند و وضعيت رو به رشد است. |
به نظر مي رسد كه براي حاكميّت واقعي اسلام و تربيت انسان نمونه و تراز
اسلامي حوزه هاي علمي ما بايد به نيازهاي تربيتي و فرهنگي روز آشنا و به امكانات تعليمي و تربيت كارآمد مسلح شوند. صِرف ِوجود آدم هاي خوب, كافي نيست. الآن, وضع دنيا, به گونه اي است كه روز به روز, مسائل نو و افكار جديد, منتشر مي شود. لذا حوزه ها, بايد به روز باشند. اگر حوزه ها, به روز باشند, به تبع آن همه عوامل و نهادهاي فرهنگ ساز كشور, علما, دانشگاهيان و حتّي مديران ما, در آن محور حركت مي كنند. هماهنگي و همكاري توان فرهنگي كشور را افزايش مي دهد و تأثيرات مضاعفي مي گذارد ولي اگر اين ارتباط و همكاري نباشد جامه دچار مشكلات بي شماري خواهد شد. وضع تركيه الآن اين طور است. سازمان ديانت آن بسيار عريض و طويل است, حدود شصت هزار مسجد يكصد و هشتاد هزار پيش نماز و كارمند دارند. سومين بودجه سازمانها در تركيه مربوط به همين سازمان است. اول ارتش است, بعد آموزش و پرورش و بعد سازمان ديانت. با اينكه دولت به امور ديني مردم و جامعه كاري ندارد. اما چنين سازماني نيز دارند. در آنجا سازمانهاي دولتي اساساً خودشان را از مسايل عقيدتي و فكري جدا مي دانند, لذا اين سازمان يك گوشه اي مشغول كار خودش مي باشد. وضع تركيه, از لحاظ فرهنگي وضع مطلوبي نيست; و بحرانهاي شديدي اين كشور را تهديد مي كند. اين تفكّر كه براي جلوگيري از تبعات منفي حكومت ديني, سكولاريسم را ترويج كنيم. نظريه درستي نيست و جواب هم نمي دهد, ضمن اينكه وضعيت را خراب تر مي كند. راه درست اين است كه در حوزه ها, نيروهاي شايسته تربيت شوند و به نيازهاي گوناگون مردم پاسخ مناسبي بدهند. اگر حوزه هاي علمي ما نيروهاي مورد نياز مدارس, دانشگاه ها, مطبوعات و ساير بخش هاي فرهنگي و هنري كشور را تربيت و تأمين كند, اين نيروها متناسب با محيط و |
آشوب, دفاع, سازندگي, گرفتاري و تحريم و… را با اين محوريّت اداره كرد و
موفق
شد الآن, اين حركت درستي نيست كه بياييم آن را ضعيف كنيم! زيرا مي دانيم كه عامل ديگري وجود ندارد كه ما را در اين مسير پيش ببرد. حتي اگر اين مدل حكومتي, مشكلاتي هم داشته باشد, بياييم اين را درست مطرح كنيم. كساني كه مي خواهند ولايت فقيه را بشكنند يا امام را زير سؤال ببرند, اينها محصول همين جريان هستند اما اكنون بر سر شاخ بن مي برند. آنها بايد توجه كنند كه ما هر چه داريم از امام داريم; يعني شخص امام منهاي ولايت فقيه. رهبري امام, تقدس امام, حرف امام و اسم امام خيلي از مسايل مشكل را حل كرد. آقايان نبودند آن زمان را ببينند كه همه اميدها قطع شده بود, خاكستر يأس روي سر همه ريخته بود, اصلاً كسي فكر نمي كرد روزي جامعه از شر استعمار و استبداد و سلطه انگليس و آمريكا و سلطنت رضا خان و پسرش آزاد شود. ولي اين كار صورت گرفت. ما, هر چه داريم, از امام و اسلام داريم, اينكه حالا بعضي ها بيايند و آن را زير سؤال ببرند! اين, يك كار غلط است. آنها كه مي خواهند درباره ولايت فقيه, ترديد كنند, چه چيزي را مي خواهند جايگزين كنند؟ ولايت فقيه يك نهاد بسيار كارآمد است. حكومت اسلامي:
اين,فقط نصيحتي است به چنين افرادي!آياجايي بايد باشد كه بتواند جلوي
اين كار را ـ كه تبليغ عليه آزادي واقعي است ـ بگيرد يا نه؟
ادامه دارد.
|