نظريه خلافت عمومي انسان [1] در انديشه سياسي سيد محمدباقر صدر(ره)
محمدحسين جمشيدي
مبنا و محور بنيادين نظريه هاي سياسي شهيد آية اللّه سيد محمدباقر صدر (ره) را "نگرش و جهان بيني توحيدي" و "ربّاني بودن نظام هستي" شكل مي دهد. [2] اگر اين موضوع صحيح باشد كه: "هر كس آن چنان عمل مي كند كه جهان را مي بيند؛ يعني تصوري كه از هستي در ذهن ما نقش بسته است، در عمل، عقيده و رفتار اجتماعي ما تأثير مستقيم دارد …." [3] آن گاه نظريه هاي سياسي انديشمندان و متفكران عالم سياست نيز بر مبناي جهان بيني و نوع نگرش آن ها از وجود شكل مي گيرد. البته در اين جا نمي توان نقش مقتضيات زماني، تأثيرات انديشه ها و انديشمندان ديگر را انكار نمود. امّا آن چه در اين ميان از اهميت اساسي تري برخوردار است همان معرفت شناسي، جهان نگري و انسان نگري است و به قول سارتر: "هر كس آن چنان زندگي مي كند كه جهان را مي شناسد."[4] بر اساس نگرش و بينش توحيدي، جهان نه مجموعه اي از عناصر، نيروها و قوانين |
ساختمان تاريخي و وجودي اش، همه جا گردش كرد. كوه ها با اين
بنابراين در انديشه شهيدصدر، حاكميت و
خلافت انسان، سنتي فطري و در عين حال خلافت هم آهنگي نداشتند. آسمان ها و زمين با اين پيوند اجتماعي چهار طرفه مناسبتي نداشتند تا بتوانند بار امانت و خلافت الهي را بردارند. ولي تنها موجودي كه برحسب ساختمان و بافت خود و به حكم فطرت الهي اش با اين خلافت تناسب دارد، انسان است. بنابراين، عرضه امانت در اين جا عرضه فطري و تكويني است و قبول و پذيرش انسان هم، قبول و پذيرش فطري و تكويني است و معناي سنت تاريخي نيز همين است." [27] تاريخي و سياسي است و لذا هر چند انسان "ظلوم و جهول" مي تواند در مقابل آن بايستد و با آن برزمد و مانع تحققش گردد، نمي تواند منكر وجود آن گردد. ج - استخلاف عمومي و نوعي: آيا اين خلافتي كه خداوند به عنوان امانت در اختيار انسان نهاده است،آن گونه كه برخي مي پندارند، اعلام حاكميت و خلافت براي شخص آدم (ع) است يا اين كه نوع انسان مورد نظر است. در آيه 30 سوره بقره مطرح شده است كه فرشتگان در برابر اين استخلاف اعتراض كردند و گفتند آيا خلافت را در اختيار انساني مي گذاري كه در زمين فساد و خونريزي مي كند…؟ از اين اعتراض فرشتگان بر مي آيد كه خلافت اختصاص به حضرت آدم (ع) نداشته است زيرا آن كس كه در زمين خونريزي و فساد مي كند، طبق آنچه فرشتگان را نگران كرده است آدم (ع) نبوده است. [28] به علاوه در مورد اين كه شخص آدم(ع) در زمين خونريزي يا فساد كرده باشد تاريخ چيزي را بيان نكرده و بر اساس آيات قرآن و نيز نص كتب تورات و انجيل اولين خونريزي به دست فرزند آدم(ع) قابيل صورت گرفته است. هم چنين معني ندارد كه فرشتگان به موضوعي موقتي و چند ساله اعتراض نمايند بلكه آن ها به موضوعي مستمر و هميشگي اعتراض داشتند موضوعي كه به عنوان يك سنت در تاريخ جهان در مي آيد و تا انسان بر روي زمين زندگي مي كند ادامه خواهد داشت. در آياتي ديگر نيز استخلاف و |
پي نوشت ها:
العام" كه شهيد صدر (ره) هر دو را - با يك معنا و به صورت مترادف - براي بيان منظور خود به كار برده است؛ قرار داده ايم تا بدين سان بتوانيم منظور ايشان را تأمين نموده و مفهوم مورد نظر را به شكل صحيحي كه رسا نيز باشد ارائه كرده باشيم. [2] . ر.ك: سيد محمدباقر صدر، المدرسة القرانية (بيروت، دار التعارف للمطبوعات، [بي تا]، درس يازدهم؛ و فلسفتنا (قم؛ المجمع العلمي للشهيد صدر، 1408ق.) ص47 - 32؛ الفتاوي الواضحة (بيروت، دارالتعارف للمطبوعات، 1981م. - 1401ق.) جزء اول، ص82 - 7. [3] . حسن رهجو، واژه هاي اجتماعي - سياسي اسلامي (تهران، انتشارات قلم، 1358ش.) ص96 - 97. [4] . همان، ص 98. [5] . مؤمنون (23) آيه 115. [6] . مولوي، جلال الدين محمد، مثنوي. [7] . سيد محمّدباقر صدر، المدرسة القرانية، همان، ص 197؛ سنت هاي تاريخ در قرآن (تفسير موضوعي)، ترجمه سيدجمال موسوي (قم، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم[بي تا])، ص244. [8] . المدرسة الاسلامية، ص 129؛ سنت هاي تاريخ در قرآن (تفسير موضوعي) ص 196.
[9] Iralienable Rights.
[10] Life.
[11] Liberty.
[12] Privative Property.
[13] Mark N.Hago Pian, Ideals and Ideologies of Modern politics, New york, longman
Inc .,ed.9th,1985,p.17.
[14] . دولت را
مي توان - در اين نوشتار - معادل واژه State انگليسي و Etat فرانسوي دانست كه
از اركان چهارگانه
حاكميت (Soverelgnty)، حكومت (Government)، سرزمين (Country=Territory=Land) و جمعيت (Populatoin) تشكيل مي يابد. [15] . سيد محمدباقر صدر، الاسلام يقود الحياة (تهران، وزارت الارشاد الاسلامي - الجمهورية الاسلامية في ايران، [بي تا]) ص 132؛ خلافة الانسان وشهادة الانبياء (تهران، جهاد البناء، قسم العلاقات الخارجية، 1399ق.) ص9-10. |
ص156- 155. [17] . سيد محمد باقر صدر، خلافة الانسان و شهادة الانبياء (تهران، جهاد البناء، 1399ه-.ق.) ص8؛ الاسلام يقود الحياة (تهران، وزارت ارشاد اسلامي، [بي تا]) ص132؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، ترجمه سيد جمال موسوي (تهران، روزبه، 1359ش.) ص9. [18] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء، همان، ص8؛ الاسلام يقود الحياة، همان، ص132؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، همان، ص9. [19] . لويس معلوف، المنجمد في اللغة و الاعلام (بيروت، دار المشرق، الطبعة الثالثة والعشرون، [بي تا]) ص192؛ محمدعلي الشرقي، قاموس نهج البلاغه (تهران، دارالكتب الاسلامية، الطبعة الثانية، 1366ش.) ج 1، ص540. [20] . بقره(2) آيه30 . [21] . سيد محمدباقر صدر، المدرسة القرانية (بيروت، دارالتعارف للمطبوعات،[بي تا]) ص126؛ سنتهاي اجتماعي و فلسلفه تاريخ در مكتب قرآن، ترجمه حسين منوچهري، تنظيم: جلال الدين علي الصغير (تهران، مركز نشر فرهنگي رجاء، چاپ اول، 1369ش.) ص167 - 168؛ انسان مسئول و تاريخ ساز، ترجمه محمدمهدي فولادوند (بنياد قرآن، [بي تا]) ص58 - 59. [22] . المدرسة القرانية، همان، ص129؛ تفسير موضوعي سنتهاي تاريخ در مكتب قرآن، همان، ص170 - 171؛ انسان مسئول و تاريخ ساز، همان، ص60. [23] .المدرسة القرانية، همان، ص130؛ تفسير موضوعي سنتهاي تاريخ در قرآن، همان، ص187. [24] - المدرسة القرانية، همان ص4-133؛ تفسير موضوعي سنتهاي تاريخ در قرآن، همان، 189-190. [25] - احزاب (33) آيه 72. [26] . المدرسة القرانية، همان، ص132؛ تفسير موضوعي سنتهاي تاريخ در قرآن، همان، ص189؛ سنتهاي اجتماعي و فلسفه تاريخ در مكتب قرآن، همان، ص173-174. [27] - المدرسة القرانية، همان، ص134- 135؛ انسان مسئول و تاريخ ساز، همان، ص61. [28] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء همان، ص8؛ الاسلام يقود الحياة، همان، ص133؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، همان، ص9. |
انسان و گواهي پيامبران، همان، ص11. [33] . الاسس الاسلامية، الاساس، رقم6؛ محمد الحسيني، الامام الشهيد السيد محمد باقر صدر (بيروت، دارالفرات، الطبعة الاولي، 1989م.- 1410ق.) ص843 به نقل از سيد بن طاووس، مجموعه ورام، ص6. [34] . لمحة فقهية تمهيدية، عن مشروع دستور الجمهورية الاسلامية في ايران (تهران، جهاد البناء، 1399ه-.) ص18؛ جمهوري اسلامي، مترجم سيد جعفر حجت(تهران، روزبه) ص23. و نيز:
Islamic politicay system, Trans. M.A.Ansari, Karachi, Islamic Seminary, 1982, pp
83-84.
[35] . انعام (6)
آيه1.
[36] . سيد محمد
باقر صدر، صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامي (تهران، جهاد البناء، 1399ه-.) ص15؛ نهادهاي اقتصادي اسلام، ترجمه غلامرضا بيات و فخرالدين شوشتري (تهران، بدر، 1358ش) ص04. [37] . حديد(57) آيه7. [38] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء، همان، ص10؛ الاسلام يقود الحياة، همان، ص74؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، همان، ص10. [39] . لمحة فقهية عن مشروع دستور الجمهورية الاسلامية في ايران، همان، ص29؛ الاسلام يقود الحياة، همان، ص14؛ جمهوري اسلامي، همان، ص20. [40] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء، همان، ص10- 9؛ الاسلام يقود الحياة، همان، ص134. [41] . ارسطو، سياست، ترجمه حميد عنايت (تهران، جيبي، چاپ چهارم، 1364ش.)ص5. [42] . المدرسة القرانية، همان، ص197. [43] . عقل در اين جا به مفهوم قدرت درك، توانايي استنباط، تشخيص و تمييز حق از باطل، خوبي از بدي است و معادل فارسي آن نيز (خرد) مي باشد و به معناي Ration، عقل محاسبه گر، و ابزاري يا برخورد محاسبه گرانه كه در عصر جديد در غرب متداول شده است، نيست. |
ص29-30. [45] . ر.ك: مرتضي مطهري، تعليم و تربيت در اسلام (تهران، الزهراء، چاپ هشتم، تابستان 1365ش.) ص18. [46] . سيد محمد باقر صدر، خلافة الانسان و شهادة الانبياء، ص54؛ الاسلام يقود الحياة، ص171؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، ص50. [47] . محمد باقر صدر ، صورة عن اقتصاد المجتمع الاسلامي، ص9-10؛ نهادهاي اقتصادي اسلام، همان، ص27. [48] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء، همان، ص11؛ الاسلام يقود الحياة، همان، ص135؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، ص11. [49] . شوري (42) آيه 38. [50] . سيد محمد باقر صدر، خلافة الانسان و شهادة الانبياء، ص54؛ الاسلام يقود الحياة، ص171؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، ص49-50. [51] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء، همان، ص44؛ الاسلام يقود الحياة، همان، ص163. [52] . ص(38) آيه 26. [53] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء، همان، ص12-10؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، همان، ص12- 11. [54] . انشقاق (84)آيه6. [55] . المدرسة القرانية، همان، 180- 179؛ تفسير موضوعي سنتهاي تاريخ در قرآن، همان، ص229. [56] . منابع القدرة في الدولة الاسلامية (تهران، جهاد البناء، [بي تا]) ص30؛ سرچشمه هاي قدرت در حكومت اسلامي، ترجمه اكبر ثبوت (روزبه، [بي تا]) ص46. [57] . خلافة الانسان و شهادة الانبياء، ص17- 18؛ خلافت انسان و گواهي پيامبران، ص17. [58] . منابع القدرة في الدولة الاسلامية، ص12؛ سرچشمه هاي قدرت در حكومت اسلامي، ص15. |