گذشته به ما رسيده است تا نوعي آزادي كه مصالح استعماري به ما تحميل نموده است تا امپرياليسم نو و ساز و كارِ سلطه از راه دور و دخالت هاي بي سروصدا و حقوق بشر ِامريكايي كه فشارهايي بر حكومت هاي عربي وارد ساخته و آنان مجبور شده اند تا حقوق سياسي و مدني شهروندان را به حساب آورند و در نتيجه زمينه رشد دموكراسي هموار گردد". سپس سخنران به سه مسئله نه چندان خوش آيند اشاره نمود: 1ـ ما از دموكراسي در جوامعي گفت و گو ميكنيم كه هيچ گونه استقلالي در تصميم گيري ندارند. 2ـ طرح انديشه دموكراسي براي جهان عرب در واقع طرحي است براي نجات نظام ها و نخبگان سياسي و فكري. 3ـ ما كه طرح ها و برنامه هاي فاقد دموكراسي را آزموديم بياييم دموكراسي فاقد برنامه را نيز تجربه كنيم. وي در پايان چنين نتيجه گرفت كه ما اكنون در بحراني به سر ميبريم كه تنها جرقه اميد به رشد و شكوفايي ِخرد اجتماعي و آزادي و حريّت ميتواند ما را از دو سلطه سلف و بيگانه برهاند. پس از آن محمود سويد به اظهار نظر مي پردازد و مي پرسد "چگونه مي توان از اين سرنوشت به ظاهر محتوم عربي يعني تسليم در برابر بيگانگان سرپيچيد، روندي كه با شكست عرب شروع شد و اكنون در حال سازش با دشمن خويش است و به تسليم كامل وي منجر خواهد شد. وي سپس تحليل مفصلي از تجربه دموكراسي در گذشته و حال لبنان ارائه نمود و افزود كه تجربه مثبت اين كشور الگويي موفق را فرا راه ديگر كشور هاي عربي قرار ميدهد و شايسته است دنياي عرب از اين تجارب ارزش مند استفاده كند. در اظهار نظر ديگري كريم بقرادوني بر اين باور بود كه نه تنها كشورهاي عربي فاقد دموكراسي اند بلكه هيچ طرح و برنامه اي براي تحقق دموكراسي در اين كشورها وجود ندارد وي از انديش مندان عرب خواست با تشريك مساعي خود (منشور دموكراسي) كه بر آمده از تاريخ گذشته و اهتمام به حال و توجه نسبت به آينده باشد را تهيه نمايند، ميثاقي كه بتوان "ميثاق دموكراسي عربي" را بر آن اطلاق كرد و اميدواريم اين دموكراسي صرفاً منحصر به دموكراسي سياسي نباشد؛ يعني دموكراسي در قلمرو آزادي ها، بلكه شامل ساير عرصه ها |